فلسطین تو به جای خود
من اما تمام دلم در موصل می گیرد...
فلسطین همیشه شهادتم؟...
دخترانت بریدن سر بابا را ... شنیده ای عفیفه های عراقمان را... تمام دردم کنار رگ هاست... شنیده ای رگ ها را... شلیک های رو صورت و گلوله روی... بازی با سر ها و این جور مرگ ها را...
فلسطین غریبم...
کسی نمی پرسد امروز هم چرا موصل آزاد نشد... تمام دلم در صلاح الدین و دیالی است ، تمام دلم آخرش می میرد...
پ.ن: این عکس دردناک ترین عکسیه که از جنایات داعش دیدم... فقط به خاط اون پیرهنی که هم سن و سالای من میتونستن راحت بپوشن و فوتبال بازی کنن اما اون جوون نتونست...